ابن خلدون ( مترجم : آيتى )
408
تاريخ ابن خلدون ( فارسي )
چون قطب الدين محمد [ 1 ] بشنيد براى دفع نور الدين از سنجار حركت نمود . نور الدين پيشدستى كرده وارد نصيبين شد . چون دو لشكر روبرو شدند نور الدين لشكر او را شكست داد . قطب الدين به قلعهء نصيبين گريخت . سپس از آنجا به حران رفت . نايب او مجاهد الدين يرنقش نيز با او بود . اينان به الملك العادل ابو بكر بن ايوب كه در دمشق بود نامه نوشتند و او را به نبرد با نور الدين تحريض كردند . نور الدين در نصيبين اقامت كرد تا الملك العادل به جزيره رسيد . آنگاه در ماه رمضان همان سال به موصل بازگرديد و قطب الدين نيز به نصيبين برگشت . در اين احوال مرگ و مير در لشكر نور الدين افتاد و بسيارى از امراى موصل بمردند . از آن جمله مجاهد الدين قايماز مدبر امور دولت او بود . چون نور الدين به موصل آمد و قطب الدين به نصيبين ، الملك العادل نيز به ماردين رفت و چند روز آنجا را محاصره كرد و بر مردم سخت گرفت سپس باز گرديد . و اللّه تعالى اعلم . هزيمت الملك العادل ابو بكر بن ايوب در ماردين در برابر نور الدين ارسلان شاه صاحب موصل و پسر عمانش ملوك جزيره لشكر الملك العادل ماردين را - چنان كه گفتيم - محاصره كرد . سردار اين لشكر پسرش الملك الكامل محمد بود . اين امر بر ملوك جزيره و ديار بكر گران آمد و بيم آن داشتند كه برايشان ابقا نكند و آنچه ايشان را به اطاعت امر واداشته بود ضعف و ناتوانيشان بود . بدان هنگام كه الملك العزيز عثمان بن صلاح الدين فرمانرواى مصر درگذشت و الملك الافضل على بن صلاح الدين به حكومت رسيد ميان او و الملك العادل ابو بكر بن ايوب اختلاف بود . الملك العادل نزد نور الدين ارسلان شاه صاحب موصل و ديگر ملوك كس فرستاد و آنان را به همراهى خود فراخواند . آنان نيز اجابت كردند . ولى چون الملك العادل از ماردين به دمشق رفت و الملك الكامل در ماردين ماند او را حقير شمردند و به دفع آن طمع كردند . اين امر به تحريض الملك الظاهر غازى و الملك الافضل على پسران صلاح الدين بود زيرا با عم خود الملك العادل دل بد داشتند . پس نور الدين ارسلان شاه بن مسعود بن مودود صاحب موصل در آغاز شعبان سال 595 با لشكر خود در حركت آمد و در دنيسر [ 2 ] فرود آمد و در آنجا درنگ كرد . پسر عمش قطب الدين محمد بن زنگى بن مودود صاحب سنجار و پسر عم ديگرش معز الدين سنجر شاه بن غازى بن مودؤد صاحب جزيرهء ابن عمر نيز به او پيوستند ، تا پس از عيد فطر به ماردين لشكر برند و الملك الكامل را از آنجا برانند . مردم ماردين در خلال اين احوال سخت در تنگنا افتاده بودند و به سبب محاصره
--> [ ( 1 ) ] متن : قطب الدين بن سنجر . [ ( 2 ) ] متن : دبيس .